احمد بن محمد حسينى اردكانى

347

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

بالذّات است ، و شش قسم ديگر حصولش به توسّط يك وسط يا دو وسط است . و بعضى گفته‌اند كه ظاهر كلام شيخ مكذّب اين شهرت است ، در آنجا كه مىگويد كه صاعقه [ 285 ] متولّد از اجسام ناريّه است كه سخونت از آن مفارقت نمايد و به سبب استيلاء برد بر جوهر آن متكاثف گردد . و شكّى در آن نيست كه اجزاء ارضيّه در صاعقه غالب است به اعتبار صلابت و ثقلى كه در آن محسوس مىگردد . و ايضا قوم تصريح نموده‌اند كه نار قويّه اجزاء ارضيّه را مستحيل به نار مىگرداند . و اين اعتراض محل تأمل است . و امّا تفصيل شش قسم انقلابات بالّذات ، يكى انقلاب آب است به سنگ ، كه در بعضى مواضع آب صاف جارى كه آشاميدن آن ميسّر است از چشمه بيرون مىآيد و در اندك زمانى متحجّر مىگردد به حجرى كه در حجم قريب است به آب مذكور . و تكوّن آن حجر به سبب آن نيست كه در آب اجزاء ارضيّه هست كه به تبخّر ماء حجر مىشود ، زيرا كه آن قدر از زمان نمىگذرد كه وفا به تبخّر آن قدر از آب نمايد . و بايد كه در اوّل هم در آن آب كدورتى محسوس گردد ، زيرا كه انعقادش از اجزاء ارضيّه غير محسوسه باشد به جهت قلّت بايد كه از آن متكوّن نگردد مگر اندكى . و چنين چشمه آبى در مواضع بسيار موجود است ، از آن جمله در حوالى مراغه . و حق آن است كه اين انقلاب به سبب خاصّيّتى است كه در بعضى مواضع موجود است كه حق تعالى قوّهء معدنيّه شديدة التّأثير در تحجّر در آن آفريده است كه چون به مياه بر مىخورد آن را متحجّر مىگرداند . و بعضى گفته‌اند : كه در بعضى اماكن اشباح حجريّه مشاهده نموده‌اند بر هيئت انسانى كه از رجال و نساء و ولدان و اشكال بهيميّه يا ساير امورى كه با انسان تعلّق دارد بر اوضاعى كه ظنّ غالب از آن حاصل مىشود كه آنها انسان بوده‌اند و با جميع متعلّقات و اسباب معيشت سنگ شده‌اند . و ظهور مثل اين قوّه بر قومى كه خدا بر ايشان غضب كرده باشد عجب نيست . و دوم انقلاب سنگ است به آب ، به حيل اكسيريّه . و در آن دو طريق در نزد طالبان اكسير معروف است ، يكى آنكه آن را به سحق و إحراق از جنس ملح و نوشادر مىگردانند